مبارزه‌ای کاملاَمسلحانه، با آخرین فناوری سلاح‌های گرم !!!!

« عده‌ای از هواداران جناب آقای موسوی لطف فرمودند و در بسیاری از وبلاگ‌ها کامنت می‌گذارند که: "برای حمایت از جنبش اخیر در ساعات پخش سخنرانی‌های رییس‌جمهور مخلوع و معزول از وسایل پرمصرفی همچون اطو!!! استفاده کنید تا برق‌ها قطع شوند!"»

تصورکنید؛

اطو؟!؟!؟!؟!؟!؟!

یعنی آقای موسوی با داشتن چنین دوستان و هوادارانی اصلاً نیازی به دشمن و مخالف ندارند، قطعاً !

فقط و فقط برای یک لحظه این ملت شریفِ حق‌طلب و حق‌جوی بسیارزیاد انقلابی را تجسم فرمایید که همه اطو! به دست درکنار پریزهای برق نشسته‌اند منتظر، تا با شروع مصاحبه‌های تلوزیونی احمدی‌نژاد، سریعاً دوشاخه‌های اطو را در پریزهای خانه‌های خود فروبرند تا در این مبارزه‌ی خاموش و درعین حال مدنی شرکت داشته باشند! .بسمه‌الله الرحمن الرحیم !!!!

اطو؟!؟!؟!؟!؟!؟! 

/ 9 نظر / 12 بازدید
دیوید

جناب الدوز عزیز ممنون که وبلاگ مرا با دقت دنبال می کنید و مطالبم را می خوانید و توجه می کنید من به لحاظ سینمایی مهرجویی رو خیلی بیشتر از مخملباف دوست دارم و قبول دارم.اما به لحاظ شخصیتی مخملباف رو عاقل تر می دونم. من هم با شما هم عقیده ام که این دو در شرایط یکسانی قرار ندارند.به همین دلیل معتقدم اصولا هنرمندی در داخل کشور نباید وارد عرصه ی سیاست شود.چون شرایط بر او تنگ خواهد شد و جا خواهد زد. من معتقدم یا کسی نباید به مثابه ی یک کنشگر سیاسی اخبار را متوجه خودش کند یا اگر کرد در هر شرایطی که هست بر عقایدش بایستد.مهرجویی نباید فعالیت سیاسی می کرد.حالا که کرد یک فعال سیاسی شناخته می شود و سکوت او به معنای عدم ایستادگی و صداقتش است.

یلدا

سلام فلسفه ی اسم یلدا فلسفه ی قشنگی است که حتما در ادامه ی مبحث اسطوره شناسی آن را در وبلاگم میاورم. علم و دانش (از خود تعریف نمیکنم) سن و سال نمی شناسد. داشته ایم و داریم و خواهیم داشت کسانی را که در سن پایین دانشگاهی میشوند. فرهیختگی به فهم و شعور است نه به سن و بزرگی و نه حتی به سواد که خیلی ها در عین بزرگسالی و با سوادی و ... در کوته فکری پیشتازند. امروزه شاهد چنین روشنفکرنماهای اطو به دستی هستیم که در افراط و تفریط غرق شده اند و به جای پیمودن مسیری درست، هم خود به بیراهه میروند و هم عده ای را به دنبال خود می کشند. (اینها ادعای انقلابی بودن دارند ولی یادشان رفته که همین انقلاب خودمان هم 17 ساله به سرانجام رسید نه دو هفته ای) خود در خانه نشسته اند و صدای امریکا و بی بی سی فارسی نگاه میکنند و چشم گرد میکنند و از تاسف سری تکان میدهند، از سوی دیگر جوانان را تهییج میکنند که به خیابان ها رفته و تکه پاره شوند...

یلدا

... بی آنکه از خود بپرسند چرا! به راستی مشکل این مرز و بوم احمدی نژاد است که به خاطرش اطو به دست بگیریم و اسکناس نویسی کنیم؟! نه مشکل از خود ماست که در چرایی خود و زندگی روزمره و اهدافمان گیر کرده ایم، از زمین و زمان شکایت داریم در حالی که مشکل از ماست. خود را تغییر نداده ایم میخواهیم مملکتی را تغییر دهیم! باز هم به وبلاگ من سری بزنید، اینجور که بویش میاید (چشمانم سوخت!) این مقاله های اسطوره شناسی حقیر تا اطلاع ثانوی ادامه داشته باشد! از حضور گرم و متعجبتان ممنون! پایدار و سرزنده باشید

urland

قهوه ی تلخ

سلام و خسته نباشید.متن قشنگی بود.مرسی از این که کامنت گذاشتی و دلگرمی دادی.بازم به من سر بزن [لبخند]

کاش می شد همه مثل یلدا فکر می کردند.من به عنوان یک فرد جوان که زنذگی من در این مملکت قلم خورده وبیشر از هر قشر دیگه این مملکت آسب پذیرترم.با همه ای این جنجالات این نظری بود. که رزش دیدن و فکر کردن داشت.

شاهین

تجسم و تصور کردم . ایرادش کجاست ؟

شاهین

راستی در جوار اون دوستی که در کامنت خانم یلدا ، فرزانگی و علم دانش به تعبیر یلدا خانم ، دید ، من هم بگم که بلاهت و توهم دانش دیدم . :)

مترسک

اطوووووووووووووووووو[تعجب]