گورزا

کسی آن دوردست می گفت : گور را بشکافید !
نویسنده : اولدوز - ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸
 

زمان می دوید . . . زانوانم لحظه به لحظه از آسمان دور و دورترو به خاک نزدیک تر می شد . نهال جوان بود و بازیگوش . با هر وزش باد و با هر قطره باران ، ناگاه پیچ و تابی می خورد و سر بر زمین می سایید .

با تمام توانم سعی کردم درکنار نهال وجودش خود را نگه دارم . تا تکیه برمن دهد ، تا قد کشد و رشد کند . تا تنومند شود و به درختی با ریشه های گسترده درعمق خاک و شاخه هایی افراشته برسطح آسمان تبدیل گردد .

به زمزمه در گوشش نجوا می کردم ، هرچند صدایم گاه درمیان صدای باد گم می شد :

" سر بردار ، ریشه هایت را درخاک محکم کن . ریشه ها را وادار کن درپی قطره های آب کلوخ ها و سنگواره ها را بشکافند و درتمامی لایه های این زمین سخت و بی حاصل جای گیرند . ساقه ات را با سمغ اراده و نیرو و پشتکار اندود کن تا با هر وزش نسیم خم نگردد . به برگ های نورسیده بگو ، که از سرمای زمستان نهراسند که حتی اگر آنقدر قدرت داشته باشد که آنان را بخشکاند و همنشین زمین گرداند . دوباره با سفری دلچسب از خاک به ریشه و از ریشه به ساقه خواهند رسید و جوانه خواهند زد .

بخند زیبا ، که چشم های زلال تو همیشه با خنده زیباتراست . شانه هایت را راست کن و قدم هایت را محکم . تو ، فقط باید « تو » باشی . متمایز و سرآمد همه . باید هرکه تو را از پشت می بیند ، تو را ، از شانه های فراخ و سرافراشته ات بشناسد . صدای قدم های تو ، فقط باید صدای قدم های تو ، صدای قدم های انسانی باشد که با صلابت در راهی که به خوبی می شناسدش قدم برمی دارد .

عزیزترین ، خودت خواستی که آنقدر بزرگ باشی . وگرنه جوجه دارکوب کرکی زیبا کجا ، که تا بزرگی و انتها ، از بام تا شام نوک برتنه درخت می کوبد و رویای کرم می بیند و این شاهین تیز چشم تیز پنجۀ تیز بال کجا ؟! که در اوج قعر را می بیند و درفرود فراز را . "

. . . نهال روحش رشد می کرد و تیرک وجودم بی وقفه خود را بالا می کشید تا جوانه های تاره روییده احساس بی پناهی و تنهایی نکنند . . .

روزی که او را درجایی که به آن تعلق داشت ، دیدم . شگفت انگیز تر از او ، خود بودم که در این کشاکش نا پیدا ، خود نیز به آسمان رسیده بودم .

دوست کوچکم خندید . با چشمهایی که همچو دو خورشید کوچک در چهره اش می تابید گفت :

                    " این سفر از آن تو بود . من باید به یادت می آوردم . "