گورزا

خس و خاشاک جهش یافته
نویسنده : اولدوز - ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸
 

باورم نمی­شود... باورم نمی­شود از شروع تمام این دل­مشغولی­ها، هنوز حتی یک هفته هم نمی­گذرد. پیر شدیم انگار در این شش روز . این ما نشستگان خارج از گودیم که ادعای پیرشدن می­کنیم، وای بر مادری که پیکر جوانش یا همسری که پیکر دلبندش یا حتی دوستی که پیکر همدمش هنوز همچو گل تازه است زیر خاک.

جایی خوانده بودم ، خیلی پیش. نمیدانم شاید همین هفت روز پیش، یا شاید یک ماه پیش یا دورتر (کسی اگر می­داند منبع آن کجا و چه­کسی بوده، خواهش می­کنم بگوید که خدای ناکرده دزدی فرهنگی و ادبی نکرده باشیم)... آری، جایی خوانده بودم که سقف هم نشانۀ امنیت است و هم محدودیت. مثال بارز آن دخترکان جوانی که مزدوج می­شوند و طولی نمی­کشد که، چون هنوز احساسات و عقاید و شعور و باورهایشان در سن رشد است! ناگهان آن سقف بی­روزن امن بالای سرشان می­شود سد رشد و بالندگیشان . و اینجاست که یا سد می­شکنند و یا خود می­شکنند. (تا همین­جا را دریک جایی خوانده­بودم که نمی­دانم کجاست . البته یک چیزی شبیه به این را و یا اگر منظور نویسنده اصلاً این نبوده و بنده تعبیر شخصی خود را نوشته­ام پوزش . و از آنجایی که هرکسی که می­خواهد یک­جورهایی گندبزند به داستان یا فیلم و نمایشنامۀ دیگری می­گوید برداشتی آزاد از... پس نقل­قول ما را هم بگذارید به حساب برداشتی آزاد که به جایی برنخورد.)

این روزها می­اندیشم به سقف هریک از طبقات "هرم مازلو". که این جناب مازلوی بزرگوار، چگونه این هرم ماندگار را طراحی... نه ببخشید مهندسی کرده­بود (این روزها کلمۀ مهندسی بیشتر کاربرد دارد). که نه پله­ای گذاشته و نه بالابری و بعد ادعا کرده که انسان­ها طبیعتاً پس­از برآورده شدن نیازهای موجود در هر طبقۀ هرم به طبقۀ بالاتر صعود می­کنند، اما چگونه؟! من نمی­دانم!!!

و این که ما ایرانیان سن رشدمان تمام نشده زیر سقف طبقۀ اول و یا بورژواهامون زیر سقف طبقۀ دوم محبوس بودیم . (البته منکر وجود صدها هنرمند و روشنفکر و... نیستیم که البت در طبقۀ چهارم تشریف داشتند). اما چه شد که ناگهان انگار یک کود شیمیای جدید (با ژن­های جهش یافته به سبک فیلم­های تخیلی این روزگار) به پای نهال­های جوانمان دادند، یا از اول پیره­مرد قصۀ حسن و خانوم حنا ، لوبیای سحرآمیز را به دست ما سپرده­بود که کاشتیم و ناگهان گیاهان نورس وسبز و تازه جوانه­زدۀ­مان جان گرفتندو ساقه کلفت کردندو زدند سقف طبقۀ اول و دوم و سوم و چهارم هرم مازلوی بیچاره را شکستند. که چه نشسته­اید؟! که نیاز ما از خوراک و سرپناه و... گذشته است و ما حق و حقوق شهروندی و صداقت و... می­خواهیم و به مرحلۀ خودشکوفایی رسیده­ایم.

چرا که آنچه برهمگان واضح و مبرهن است که در ایران امروز چه علم و چه ثروت هردو ظاهراً نشانۀ فساد است و نامسلمانی، بنابه اظهارات آقایان... ببخشید! اصلاً موضوع این نبود! فقط کلمات واضح و مبرهن مرا به یاد انشای معروف علم بهتراست یا ثروت انداخت.

بله اظهار فضل می­کردیم که؛ آنچه جزو واضحات است که این جوانان نیک وطن (که چه خس و خاشاک­های غول­پیکری هستند و ما نمی­دانستیم!) قطعاً که نیازهای اولیه­اشان، همچون خوراک و مسکن و شغل و چه و چه برآورده نشده ، که نمی­دانم از کدام سوراخی بپرند طبقۀ بالا . که اگر هم قرار بود برآورده شود، قربان آقای احمدی نژاد و سهام عدالتش که چه می­کند این روزها . (این قسمت را با لحن آقای عادل فردوسی­پور بخوانید ، وقتی می­گفت: چه می­کنه این فرار مهدوی کیا. تا حس و حال بنده ضایع نشود).

خلاصه بنده که هنوز مؤتقدم دست این آمریکایی­های نامسلمون درکار است و شاید هم انگلیسی­ها با آن چشمان چپشان، یا احتمالاً همین ایتالیایی­های بی­ناموس که کارخانه­های ماکارونی­سازی خود را ول کرده­اند و وسط هفته و در روزکاری آمده­اند در خیابان­هایشان و برای ما بادکنک سبز هوا می­کنند. کار کار خودشان است که طاقت دیدن این مملکتی که حماسۀ حضور به­پا می­کنند و به قول آقای حدادعادل قانون اساسی­ای به این شفافی دارند و انشاالله به همت رئیس جمهور منتخب بیست و چهار میلیونی به تمام دنیا این حکومت اسلامی را صادر خواهندکرد، ندارند. که این عادت ما ایرانی­های نمک به حروم است که مرغ همسایه برایمان غاز است وگرنه این اجنبی­های کافربی همه چیز می­بینند ما مرغ که هیچ دایناسور داریم، اما از حسادت دایناسور ما را سوسک هم حساب نمی­کنند.

یادم می­آید یک زمانی فیلم امریکایی در ایران پخش نمی­شد. تحریم کرده بودند آقایان!. وقتی فیلم رقصنده با گرگ را در سینماها اکران دادند همۀ ملت صف می­کشیدند تا فقط بروند و فیلم امریکایی ببینند.

حالا در عید نوروز پنج­تا پنج­تا در هر روز، فیلم امریکایی ازشبکه­های گل و بلبل صداوسیما پخش می­شود.

آن­قدر زنبورغول­پیکر و عنکبوت­غول­پیکر و ماهی­غول­پیکر و چه و چه نشان دادند، که نمی دانم کدام محارب با دین و خدا و پیغمبر و حکومت ناب اسلامی رفت و نتایج آزمایشات جهش­دادن­های ژنتیکی این بی­ناموس­ها را برداشت و آورد ریخت پای هرچه خس و خاشاک در ایران بود که چنان رشد کردند که رحم به هرم مازلوی بینوا هم نکردند. حالا ببخشید که عکس از شکستن دروپیکر خانه­های مردم در همۀ سایت­ها هست اما ما شرمنده که عکسی از شکستن این هرم تاریخی توسط خس و خاشاک نداریم که خدمتتان عرضه نماییم. اما به جان آقای احمدی نژاد که خود بزرگوارش به خواب اینجانب آمد و گفت که این خس و خاشاک مملکتتان هرمم را شکسته­اند و وقتی به اینترپول شکایت کردم تازه می­فهمید. حالا دیگر خسارت جناب مازلو با خودتان !